روميلا تاپار ( مترجم : همايون صنعتى زاده )
13
تاريخ هند ( فارسى )
سلطاننشين كوچك يا امارات كماهميت بناهاى شكوهمند و رفيع چنان در حال شكل گرفتن بود كه گويى براى ابديت ساخته مىشد . در همهجا برنامه و نقشه براى توسعه به چشم مىخورد : توسعهاى كه شرايط موجود امكان آن را نمىداد . شور و آشوبى در همهجا ديده مىشد كه آغاز دورهء تجدد در ايتاليا را به خاطر مىآورد . حال بايد نگاهى افكند بر صحنهء هند پيش از آن كه بابر « 1 » وارد آن شود . بر تخت سلطنت شمال هند ، كه تيمور آن را چنان با خشونت از چنگ تركها به در آورده بود ، افغانها نشسته بودند . افغانهايى كه به عنوان رؤساى قبايل و ماجراجويان حرفهاى براى خدمت در دربار تركها ، در ظرف دو سدهء گذشته ، به هند مهاجرت كرده بودند . تركها در ازاى خدمات افغانها بدانها زمين زراعتى واگذار كردند . و افغانها نيز از آشفتگى موجود بهرهبردارى كرده و صاحب قدرت سياسى شدند . نقطهء قوت افغانها ، تحرك ، شجاعت و زورمندى آنها بود . نقطهء ضعف آنان روحيهء عشايرى و ناتوانى در همكارى با يكديگر . دولت خان لودى « 2 » ( 1451 - 1488 ) اندكاندك قدرت را در دهلى به دست گرفته بود . وى بيشتر رئيس اتحاديه از نجبا بود تا شاه مستبدى به اسلوب گذشته . پسرش اسكندر « 3 » ( 1488 - 1516 ) كه در اگرا « 4 » مىزيست به همان شيوهء پدر رفتار مىكرد . اما چون نوهء او ، ابراهيم ، « 5 » خواست به شيوهء شاهان گذشته رفتار كند وضع آشفته شد . مشكلات بروز كرد . زيردستانش سر بر آوردند و با او بىوفايى كردند . افغانهاى لودى ( كه هنوز مقابر و مساجد آنها در دهلى برپاست ) از سواحل سند و پنجاب و اوتارپرادش تا مرزهاى بنگال فرمانروايى داشتند . مرز جنوبى آنها در حوالى رود چمبال
--> ( 1 ) . Baber ( 2 ) . Khanlodi ( 3 ) . Skandar ( 4 ) . Agra ( 5 ) . Ebrahim